ترجمه "assyrian" به فارسی

آشوری, آسوری, اهل کشور کهن آشور بهترین ترجمه های "assyrian" به فارسی هستند.

assyrian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشوری

    Male captives are often represented in this manner in Assyrian sculptures.

    مجسمههای آشوری مردان اسیر را غالباً به این شکل نمایش میدهند.

  • آسوری

  • اهل کشور کهن آشور

  • وابسته به زبان و فرهنگ آشوری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assyrian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assyrian adjective noun دستور زبان

A person who resided in the ancient region on the Upper Tigris river, with capital city of Assur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشوری

    of or pertaining to the ancient nation and empire, including the northern half of Mesopotamia [..]

    Male captives are often represented in this manner in Assyrian sculptures.

    مجسمههای آشوری مردان اسیر را غالباً به این شکل نمایش میدهند.

عباراتی شبیه به "assyrian" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "assyrian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه