ترجمه "asteriated" به فارسی

پرتافتی, پرتودار, (کان شناسی) بلوری که در اثر تابش نورطرح های ستاره مانند ظاهر می سازد بهترین ترجمه های "asteriated" به فارسی هستند.

asteriated adjective دستور زبان

Radiated, with diverging rays. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرتافتی

  • پرتودار

  • (کان شناسی) بلوری که در اثر تابش نورطرح های ستاره مانند ظاهر می سازد

  • ترجمه های کمتر

    • دارای شکلی متشکل از چندین شعاع
    • ستاره شکل
    • ستاره گون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asteriated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "asteriated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه