ترجمه "astern" به فارسی
قهقرا, (کشتی و هواپیما) در دنبال, به سوی عقب بهترین ترجمه های "astern" به فارسی هستند.
astern
adjective
adverb
دستور زبان
(nautical) Beyond the stern when viewed from aboard. [..]
-
قهقرا
-
(کشتی و هواپیما) در دنبال
-
به سوی عقب
-
ترجمه های کمتر
- در جهت معکوس
- در پس aft -2
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " astern " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "astern" با ترجمه به فارسی
-
(کالبد شناسی) · بی جناغ · نا متصل به استخوان جناغ
-
پشت سر گذاردن، جا گذاشتن، قال گذاشتن، پیشی گرفتن بر کسی یا چیزی، سبقت گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن