ترجمه "astound" به فارسی
متحیر, هاج, خیره بهترین ترجمه های "astound" به فارسی هستند.
astound
adjective
verb
دستور زبان
To astonish, bewilder or dazzle. [..]
-
متحیر
He was so astounded that he did not question M. Gillenormand.
بهر حال چندان متحیر شد که چیزی از مسی و ژیو نورمان نپرسید.
-
هاج
And this seemed astounding. The Internet is
من هاج و واج مونده بودم. اینترنت
-
خیره
He stared down at her, astounded.
با تعجب به مگی خیره شد.
-
ترجمه های کمتر
- هاژ
- (شعر قدیم) مبهوت
- (ناگهان و به طور شدید) مبهوت کردن
- (کاملا) بهت زده کردن
- حیران کردن
- مات و متحیر کردن
- مبهوت کردن
- هاج و واج کردن (معمولا به طور نا خوشایند)
- هاج وواج
- گیج کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " astound " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن