ترجمه "asylum" به فارسی

پناه, پناهندگی, پناهگاه بهترین ترجمه های "asylum" به فارسی هستند.

asylum noun دستور زبان

The protection, physical and legal, afforded by such a place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پناه

    noun

    I offer our friend Daryl asylum for as long as he requires it.

    به دوستمون داریل ، پناه میدم برای هر مدتی که بخواد

  • پناهندگی

    noun

    I've already put in a request to grant you political asylum.

    همین الان برات درخواست پناهندگی سیاسی رو دادم.

  • پناهگاه

    noun

    She was a refugee who was denied political asylum.

    اون يه پناهنده سياسي بود که از پناهگاه بيرونش کرده بودن.

  • ترجمه های کمتر

    • ملجا
    • تیمارستان
    • نوانخانه
    • گریزگاه
    • مخفیگاه
    • (مهجور) تحصن در جای مقدس
    • آسایشگاه سالمندان (امروزه بیشتر می گویند: nursing home)
    • ایمن گاه
    • تیمارستان (امروزه بیشتر می گویند: mental hospital)
    • حرم مطهر
    • پناهندگی سیاسی
    • یتیم خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asylum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "asylum"

عباراتی شبیه به "asylum" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "asylum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه