ترجمه "atlas" به فارسی
اطلس, ستون پهلوانپیکر, (اسطوره های یونان) اطلس (غولی که جهان را روی دوش خود دارد) بهترین ترجمه های "atlas" به فارسی هستند.
A bound collection of maps often including tables, illustrations or other text. [..]
-
اطلس
nounbound collection of maps
And they can make basically what's a reference atlas.
ومیتوانند اساسا آنچه که یک اطلس مرجع نامیده میشود را بسازند.
-
ستون پهلوانپیکر
architectural support
-
(اسطوره های یونان) اطلس (غولی که جهان را روی دوش خود دارد)
-
ترجمه های کمتر
- اطلس جغرافيايی
- مهره اطلس
- کتاب مفصل و مجهز به جدول و تصویر و غیره
- کتاب نقشه های جغرافیایی
- کسی که بار مسئولیت سنگینی به دوش دارد A( -3 کوچک)جهان نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " atlas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(Greek mythology) : son of Iapetus and Clymene, war leader of the Titans ordered by the god Zeus to support the sky on his shoulders; father to Hesperides, the Hyades, and the Pleiades; king of the legendary Atlantis. [..]
-
اطلس
nounاطلس (شخصیت افسانهای)
I wasn't Atlas, and the black felt as heavy as a planet
من یک اطلس نبودم اما این درد به بزرگی یک سیاره بود.
تصاویر با "atlas"
عباراتی شبیه به "atlas" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به linguistic atlas
-
اطلس زبان شناسی (نقشه ای که گسترش زبان های مختلف را نشان می دهد)
-
اطلس بزرگ
-
کوه های اطلس (در شمال افریقا که از مراکش تا تونس امتداد دارد)
-
اطلس کوچک
-
سدر اطلسی · سدروس آتلانتیکا · سرو اطلسی