ترجمه "atop" به فارسی
بالا, روی, بر بهترین ترجمه های "atop" به فارسی هستند.
atop
adverb
adposition
دستور زبان
On the top of. [..]
-
بالا
adverbAtop each mountain it was longing for a higher mountain.
... در بالاي هر کوه ، ارزويي بود براي بالا رفتن از کوهي بلند تر
-
روی
noun adpositionThe cupola atop Moses Richardson's barn was explosively hot.
شیروانی روی است بل موسس ریچاردسون به نحو انفجارآمیزی داغ بود.
-
بر
adposition verb nounThis house is built atop unshakable foundation of honor and respect.
اين خانه بر روي زيربناي محکمي از افتخار و احترام ساخته شده.
-
برفراز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " atop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "atop" با ترجمه به فارسی
-
درماتیت آتوپیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن