ترجمه "attentive" به فارسی
مراقب, متوجه, مواظب بهترین ترجمه های "attentive" به فارسی هستند.
attentive
adjective
دستور زبان
paying attention; noticing, watching, listening, or attending closely [..]
-
مراقب
Yet, his ministry would be effective only if he would “pay constant attention” to his teaching.
اما تنها اگر «همواره مراقب» تعلیم خود میبود میتوانست خدمتش را به نحوی مؤثر انجام دهد.
-
متوجه
adjectiveShe looked at me more attentively, and I noticed a quick movement of her hands towards each other.
با دقت بیشتری به من خیره شد و متوجه شدم که دستهای او میلرزد.
-
مواظب
adjectivebut the prime minister and sir min are paying close attention
اما نخست وزیر و آقای مین خیلی مواظب هستند
-
ترجمه های کمتر
- ملتفت
- با دقت
- مهربان
- مهرنما
- حواس جمع
- ملاحظه کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attentive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attentive" با ترجمه به فارسی
-
(ارتش) خبردار · (مراسلات) برسد به دست · (معمولا جمع) توجهات · به جای خود · توجه · جهت توجه · حواس جمعی · خاطرخواهی · خبردار · دقت · عنایت · فرمان خبردار · محل · مراقبت · ملاحظه ی دیگران · کمک
-
اعتنا · دقت · ملاحظه · مواظبت · پروا
-
ازروی دقت یاتوجه
-
گوش دادن · گوش کردن
-
اعتنا · ملاحظه · ملتفت · مواظب · پروا
-
سوگیری توجه
-
اختلال کم توجهی - بیش فعالی · اختلال کمتوجهی - بیشفعالی
-
خبردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن