ترجمه "attestation" به فارسی

گواه, شاهد, شهادت بهترین ترجمه های "attestation" به فارسی هستند.

attestation noun دستور زبان

The process of providing an independent opinion on published financial and other business information of a business, public agency, or other organization performed by accountants or auditors. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گواه

    something which bears witness, confirms or authenticates

    although attested by millions.

    اگر چه هزاران مردم را بر آن گواه یابند.

  • شاهد

    adjective noun

    something which bears witness, confirms or authenticates

  • شهادت

    noun

    The dignity of our calling the very heavens attest.

    تشخص حرفه ما را آسمانها هم شهادت میدهند.

  • ترجمه های کمتر

    • تصدیق
    • گواهی
    • تحلیف
    • سوگند
    • تاییدیه،گواهی،تصدیق
    • تصدیق امضا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attestation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attestation" با ترجمه به فارسی

  • نقش اعتبار دهی
  • (زبان شناسی - وجه اشتقاق و شکل واژه را با آوردن دلیل و مثال) اثبات کردن · اشکار ساختن · تاييد كردن · تصديق کردن · تصدیق امضاکردن · تصدیق کردن · سوگند دادن · شهادت دادن · قسم دادن · محقق کردن · گواه بودن · گواهی دادن · گواهی دادن، تصدیق کردن – اعتبار دهی
  • عمل رسیدگی و گواهی کردن
  • استانداردهای تاییدیه
اضافه کردن

ترجمه های "attestation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه