ترجمه "attributable" به فارسی
قابل اسناد, اسنادکردنی, نداد تبسن لباق بهترین ترجمه های "attributable" به فارسی هستند.
attributable
adjective
دستور زبان
Capable of being attributed. [..]
-
قابل اسناد
adjectiveAnd I want attributable quotes, no press releases.
و من نقل قول قابل اسناد میخوام, نه بیانه ی خبری
-
اسنادکردنی
-
نداد تبسن لباق
-
نسبت دادنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " attributable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "attributable" با ترجمه به فارسی
-
صفت پرونده
-
هزینه های قابل تخصیص
-
بطوراسنادی · بطورمستقیم چنانکه صورت فرع پیداکند
-
مشخصه- خصایص
-
روشهای صفت
-
تصمیم گیری صفت
-
مدلسازی تخصیص
-
متغیر خصیصه ای کیفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن