ترجمه "attrited" به فارسی

ساییده, فرسوده بهترین ترجمه های "attrited" به فارسی هستند.

attrited adjective verb

Simple past tense and past participle of attrite. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساییده

  • فرسوده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " attrited " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "attrited" با ترجمه به فارسی

  • فرسایش نیروی کار
  • (الهیات) نیمه پشیمانی (در مقابل : ندامت contrition) · از دست دادن کارمند (و غیره) به طور عادی (مثلا بازنشستگی و غیره) · خراش · رفتگی (در اثر مالش) · ساییدگی · فرسایش · فرسودگی · همسایش
اضافه کردن

ترجمه های "attrited" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه