ترجمه "auctioneer" به فارسی

دلال حراج, دلال, حراجی بهترین ترجمه های "auctioneer" به فارسی هستند.

auctioneer verb noun دستور زبان

A person who conducts an auction on behalf of a vendor, taking bids to find the best price for the vendor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلال حراج

    person who runs a sale by auction

    The eloquent auctioneer smiled at his own ingenuity.

    دلال حراج در این هنگام از مهارت خود در سخنوری لبخندی بر لب آورد.

  • دلال

    noun

    The eloquent auctioneer smiled at his own ingenuity.

    دلال حراج در این هنگام از مهارت خود در سخنوری لبخندی بر لب آورد.

  • حراجی

    noun

    She is auctioning off her virginity on the Internet.

    میخواد برای بکارتش توی اینترنت حراجی راه بندازه

  • ترجمه های کمتر

    • حراجگر
    • حرّاجی
    • به مزایده گذاشتن
    • حراج چی
    • حراج کردن
    • حراج گذار
    • متصدی حراج یا مزایده
    • مزایده گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " auctioneer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Auctioneer
+ اضافه کردن

"Auctioneer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Auctioneer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "auctioneer" با ترجمه به فارسی

  • حراجی ها · مزایده
  • حراج ویکری
  • مزایدهها
  • حراج نزولی – حراج سبک هلندی
  • حراج
  • حراج · مزایده
  • (در بازی بریج حراجی) تعیین نرخ کردن · به مزایده گذاشتن · حراج · حراج کردن · فروختن · فروش اوراق بهادار که بهره ی آنها به مزایده گذاشته می شود · مزایده · مزایده، حراج · نوعی بازی بریج
  • به مزایده گذاشتن · حراج کردن
اضافه کردن

ترجمه های "auctioneer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه