ترجمه "audio" به فارسی
صوتی, شنیداری, آوایی بهترین ترجمه های "audio" به فارسی هستند.
audio
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to audible sound. [..]
-
صوتی
A file containing digitized audio, such as voice or music.
Their audio message said blood would be spilled, and it has been.
تو پیام صوتی گفتند که خون جاری خواهد شد و همینطور هم شد.
-
شنیداری
And another group of babies who had just audio exposure
و گروه دیگری از نوزادان که فقط مواجهه شنیداری داشتند
-
آوایی
-
ترجمه های کمتر
- شنودی
- نوایی
- صدایی
- (وابسته به طول موج هایی که گوش انسان قادر به شنیدن آن است) سمعی
- فایل صوتی
- وابسته به فراوری یا بازفراوری صدا (درمقابل : video)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " audio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "audio" با ترجمه به فارسی
-
کتاب گویا
-
فشردهسازی دادههای صوتی
-
صوتی و تصویری درهم بافته
-
قالب موجی صوت
-
آوا · شنوایی · شنیداری · صدا · پیشوند: شنیدن
-
بسامدهای صوتی یا برقی شنودپذیر (بین 02 و 00002 هرتز)
-
محیط کار صوتی دیجیتال
-
پخش رادیویی دیجیتال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن