ترجمه "autochthonal" به فارسی
بومی, محلی, جابجا نشده بهترین ترجمه های "autochthonal" به فارسی هستند.
autochthonal
adjective
دستور زبان
existing where it was formed or born; native, aboriginal, indigenous [..]
-
بومی
adjectiveautochthonous as the pale amaranth, mimosa, cork oak or dwarfed pine.
در کنار آن گلهای همیشه بهار، گل ابریشم، بلوطهای پنبهای و صنوبرهای کوتاه بومی دیده میشد.
-
محلی
adjective -
جابجا نشده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " autochthonal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "autochthonal" با ترجمه به فارسی
-
زادهای بومی · نزادهاي بومي · نژادهای بومی
-
(پیشین ترین ساکنان هر محل) بومی اولیه · بوم زاد · محلی · گیاه یا جانور بومی
-
بومی · جابجا نشده · محلی
-
جمعيت بومي · موجودات زنده بومی · گونه بومي · گياهان بومي
-
محصولات بومي
-
ارقام بومی · واریتههای بومي
-
بومی · جابجا نشده · محلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن