ترجمه "autocratic" به فارسی

استبدادی, مطلق, مستبدانه بهترین ترجمه های "autocratic" به فارسی هستند.

autocratic adjective دستور زبان

Of or pertaining to autocracy or to an autocrat; absolute; holding independent and arbitrary powers of government. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استبدادی

    adjective
  • مطلق

    adjective

    He is a second autocrat,

    او فرمانروای مطلق دوم با خواهد بود.

  • مستبدانه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ستمگرانه
    • مستقل
    • قطعی
    • بی چون وچرا
    • دارای اختیار
    • دارای برجستگی
    • رهبر مستبد خودرأی
    • طرفدار استبداد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " autocratic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Autocratic
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استبدادی

عباراتی شبیه به "autocratic" با ترجمه به فارسی

  • مستبد دست و دلباز
  • رهبر مستبد خودرأی، رهبر اقتدارگر
  • آدم خودسر · آدم سلطه گرا · اتوکرات · تکسالار · حاکم مطلق · حکمران مستبد · خودکامه · دیکتاتور · ستمگر · سلطان ظالم · ظالم
  • بطورمطلق · مستقلانه
  • آدم خودسر · آدم سلطه گرا · اتوکرات · تکسالار · حاکم مطلق · حکمران مستبد · خودکامه · دیکتاتور · ستمگر · سلطان ظالم · ظالم
اضافه کردن

ترجمه های "autocratic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه