ترجمه "autograph" به فارسی

دستخط, امضا, امضاء بهترین ترجمه های "autograph" به فارسی هستند.

autograph adjective verb noun دستور زبان

A person’s own handwriting, especially the signature of a famous or admired person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستخط

    noun

    I'm gonna be out at The Spot signing autographs.

    من يه جايي اون بيرون خواهم بود امضاهايي با دستخط خودم

  • امضا

    noun

    And here's an autographed picture of me and my horse Fang.

    و اينم يه امضا از من و اسبم فنك.

  • امضاء

    noun

    signature

    Next time I'll bring my autograph album along.

    دفعه بعد دفتر خاطراتم رو ميارم تا امضاء کنين

  • ترجمه های کمتر

    • توشیح
    • دستنویس
    • امضا کردن
    • با دست خود نوشتن
    • متن دست نوشته
    • نسخه ی اصلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " autograph " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "autograph"

عباراتی شبیه به "autograph" با ترجمه به فارسی

  • خودنویس · دستخط مولف
  • امضایی · توشیحی · دستنویس · نوشته شده به دست خود شخص · وابسته به امضا
اضافه کردن

ترجمه های "autograph" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه