ترجمه "autonomic" به فارسی
خودکار, ناارادی, (زیست شناسی) ناشی از علل وعوامل درونی (مثلا موتاسیون) بهترین ترجمه های "autonomic" به فارسی هستند.
autonomic
adjective
دستور زبان
Acting or occurring involuntarily, without conscious control. [..]
-
خودکار
adjective nounI'm thinking about artificial intelligence, autonomous robots and so on.
دارم به هوش مصنوعی، رباطهای خودکار و غیره فکر میکنم.
-
ناارادی
-
(زیست شناسی) ناشی از علل وعوامل درونی (مثلا موتاسیون)
-
ترجمه های کمتر
- خودبه خود
- غیر ارادی
- وابسته به (یا تحت فرمان)دستگاه عصبی خودکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " autonomic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "autonomic" با ترجمه به فارسی
-
ربات خودمختار
-
بدكاري خودمختار · بيماري علفي · ديساتونومي اسبي · ديساتونومي سگي · ديساتونومي گربهاي · دیساتونومی · نشانگان كي-گاسكل
-
(زیست شناسی) قادر به زیست مجزا از بخش ها یا اعضا یا همنوعان دیگر · اتوتروف (به خودگرای) · خوداستوار · خودرای · خودسر · خودمختار، مستقل · خودوند · دارای آزادی عمل بدون کنترل دیگران · دارای دولت خود مختار (مستقل) · ناشی از عوامل درونی (autonomic هم می گویند) · وابسته به خودمختاری
-
ولایت خودمختار کوهستان بدخشان
-
بخشهای مستقل
-
شهر خودمختار
-
منطقه خودمختار
-
منطقه خودمختار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن