ترجمه "autopsy" به فارسی

کالبدگشایی, کالبدشکافی, كالبدگشایی بهترین ترجمه های "autopsy" به فارسی هستند.

autopsy verb noun دستور زبان

A dissection performed on a cadaver to find possible cause(s) of death. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کالبدگشایی

    surgical procedure that consists of a thorough examination of a corpse

  • کالبدشکافی

    In connection with the autopsy and its results there was a decidedset back.

    نتیجه کالبدشکافی اندکی به سود کلاید تمام شد.

  • كالبدگشایی

  • ترجمه های کمتر

    • اتوپسی
    • لاشهآزمايي
    • (پزشکی) کالبد شکافی
    • آزمایش پسمرگی
    • تشخيص پسمردگي
    • تشریح جسد
    • تشریح کردن
    • نقد و ارزیابی دقیق (کتاب و مقاله و غیره)
    • پس از مرگ
    • کالبد شکافی
    • کالبد شکافی کردن
    • کالبد گشایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " autopsy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "autopsy"

اضافه کردن

ترجمه های "autopsy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه