ترجمه "averaging" به فارسی
میانگین گیری ترجمه "averaging" به فارسی است.
averaging
noun
verb
دستور زبان
Present participle of average. [..]
-
میانگین گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " averaging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "averaging" با ترجمه به فارسی
-
میانگین روزهای نگهداری موجودی
-
میانگین ساده
-
متوسط انحراف
-
متوسط پرداخت
-
(اقتصاد) میانگین سازی هزینه به دلار
-
متوسط بازدهی خالص
-
متوسط حقوق سالانه
-
متوسط شده · مرتب شده · میانگین گرفته شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن