ترجمه "averse" به فارسی
مخالف, بیزار, نامتمایل بهترین ترجمه های "averse" به فارسی هستند.
averse
adjective
verb
دستور زبان
Having a repugnance or opposition of mind. [..]
-
مخالف
noun adjectiveLady Catherine's never been averse to the truly humble.
خانم کاترين ابدا با تواضع مخالف نيستند.
-
بیزار
Candid by nature, and averse to all kinds of equivocation, to tell lies bored her.
دروغ گویی، او را که طبیعتاً ساده دل بود و بیزار از هرگونه ایهام، کسل میکرد.
-
نامتمایل
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی) دگرسویه (در مورد برگ یا گلی گفته می شود که به ساقه ی اصلی پشت می کند)
- بی میل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " averse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "averse" با ترجمه به فارسی
-
ریسک گریز
-
(روان شناسی) وابسته به درمانی که هدف آن ایجاد بیزاری است (مثلا نسبت به سیگار) · بیزارگر · وابسته به بیزاری و دلخوری
-
(مهجور) رو گردانی · انزجار · اکراه · بیزاری · تنفر · دگر سویگی · زدگی · مایه ی تنفر · مغایرت · ناسازگاری · نفرت · چیز بیزار کننده
-
انزجار درمانی
-
مغایر، مخالف، معکوس
-
ریسک گریز
-
ریسک گریزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن