ترجمه "avid" به فارسی
حریص, آزمند, طماع بهترین ترجمه های "avid" به فارسی هستند.
avid
adjective
دستور زبان
enthusiastic; passionate; longing eagerly; eager; greedy [..]
-
حریص
adjectiveher swollen, avid lips smiled with a restless challenge.
لبهای حریص و بادکرده و اندکی برگشتهاشبنحوی مضطرب و هوسانگیز میخندید.
-
آزمند
-
طماع
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بسیار علاقمند
- بسیار مشتاق
- پر میل و حرارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن