ترجمه "aweary" به فارسی
خسته, بیزار, درمانده بهترین ترجمه های "aweary" به فارسی هستند.
aweary
adjective
دستور زبان
(poetic) weary, tired. [..]
-
خسته
adjective33 Wherefore, be not aweary in bwell-doing, for ye are laying the foundation of a great work.
۳۳ از این رو، در انجام کار نیک خسته نباشید، زیرا شما بنیاد کاری بزرگ را پایه ریزی می کنید.
-
بیزار
adjective -
درمانده
-
ترجمه های کمتر
- کسل
- (شعر قدیم) خسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aweary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن