ترجمه "awry" به فارسی

غلط, کج, کجکی بهترین ترجمه های "awry" به فارسی هستند.

awry adjective adverb دستور زبان

Obliquely, crookedly; askew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلط

    adjective noun

    If it had gone awry, the result would have been chaos, timelessness, maybe the destruction of both universes.

    خطر حتمی که اگر به غلط ازش استفاده به شه، نتیجه شیک جهان آشفته، نامتناهی و شاید نابودی هر دو جهانه.

  • کج

    adverb

    everything goes awry ;

    همهچیز کج و کوله است؛

  • کجکی

  • ترجمه های کمتر

    • ناجور
    • چپ چپ
    • یک وری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " awry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "awry"

عباراتی شبیه به "awry" با ترجمه به فارسی

  • افتضاح از آب در می آید
اضافه کردن

ترجمه های "awry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه