ترجمه "axile" به فارسی
برمحور, بغل, کنار بهترین ترجمه های "axile" به فارسی هستند.
axile
adjective
دستور زبان
Situated in the axis of anything; as an embryo which lies in the axis of a seed. [..]
-
برمحور
-
بغل
-
کنار
noun adverb
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی) محوری
- آسه ای
- روی آسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " axile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "axile" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی - زاویه ای که برگ یا شاخه با ساقه ی گیاه تشکیل می دهد) آس گوشه · بغل · کنار · گوشه
-
(گیاه شناسی) جفت بندی کناری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن