ترجمه "axle" به فارسی

محور, اکسل, آسه بهترین ترجمه های "axle" به فارسی هستند.

axle noun دستور زبان

The pin or spindle on which a wheel revolves, or which revolves with a wheel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محور

    noun

    an axis [..]

    Frank abandoned his axle as the heat in it died.

    فرانک محور را که سر خیش فروکش میکرد رها کرد.

  • اکسل

    a transverse bar or shaft [..]

    Well, the front axle is broken, but that might cover the damage.

    اکسل جلوي ماشين خراب شده احتمال اون واسه تعمرش کافيه

  • آسه

    the pin or spindle on which a wheel revolves, or which revolves with a wheel

  • ترجمه های کمتر

    • میله
    • اشایه
    • وردنه
    • میله ای که چرخ به دور آن می چرخد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " axle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "axle"

عباراتی شبیه به "axle" با ترجمه به فارسی

  • (مکانیک) چرخ و محور · چرخ و محور
اضافه کردن

ترجمه های "axle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه