ترجمه "azimuth" به فارسی
سمت, آزیموت, سو بهترین ترجمه های "azimuth" به فارسی هستند.
azimuth
noun
دستور زبان
An arc of the horizon intercepted between the meridian of the place and a vertical circle passing through the center of any object; as, the azimuth of a star; the azimuth or bearing of a line surveying. [..]
-
سمت
nounan arc of the horizon
-
آزیموت
-
سو
noun
-
ترجمه های کمتر
- (مساحی و نجوم - از ریشه ی عربی) سمت
- زاویه ی سمت
- قوس افقی در جهت گردش عقربه ی ساعت
- نقطه جنوب
- نقطه شمال
- چنبر گوشه
- گوشه ی سمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " azimuth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "azimuth"
عباراتی شبیه به "azimuth" با ترجمه به فارسی
-
عدد کوانتومی اوربیتالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن