ترجمه "ba" به فارسی
(اسطوره ی مصر باستان) روح (که نماد آن پرنده ای است با سر انسان), (بازی بیس بال) میانگین توپ زنی, بی.آ (بنزیلآمینوپورین) بهترین ترجمه های "ba" به فارسی هستند.
ba
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) (obsolete) To kiss. [..]
-
(اسطوره ی مصر باستان) روح (که نماد آن پرنده ای است با سر انسان)
-
(بازی بیس بال) میانگین توپ زنی
-
بی.آ (بنزیلآمینوپورین)
-
لیسانس علوم انسانی (.B.A هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ba
noun
a soft silvery metallic element of the alkali earth group; found in barite
-
بی.آ
-
باریم
-
بنزيلآدنين
-
بنزيلآمينوپورين
BA
adjective
noun
proper
دستور زبان
Initialism of [i]bad-ass[/i]. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"BA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ba" با ترجمه به فارسی
-
باریلیف · برجسته کاری (روی سنگ یا سطح فلز) · حجاری و نقوش برجسته · رویه نگاری
-
با گوآ
-
(فرانسه) با غرور و نخوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن