ترجمه "baba" به فارسی
بابا, پدر بهترین ترجمه های "baba" به فارسی هستند.
baba
noun
دستور زبان
A kind of sponge cake soaked in rum-flavoured syrup. [..]
-
بابا
noun masculinethat baba's been infected by the serious meme for 45 years.
که بابا متاثر از الگوی رفتاری جدی 45 ساله است.
-
پدر
nounthat's created what I call the "baba factor."
خلق چیزی شده که من آن راعامل پدر مينامم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Baba
A language of Cameroon.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Baba" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Baba در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "baba" با ترجمه به فارسی
-
بابا یاگا
-
نوعی کیک سبک کشمش دار
-
بابا غنوج
-
باباطاهر
-
ساتیا سای بابا
-
(داستان هزار و یک شب) علی بابا · علی بابا · علیبابا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن