ترجمه "bacchant" به فارسی
مهمان مست و بی بندوبار, هرزه و سرمست, وابسته به نیایش باکوس بهترین ترجمه های "bacchant" به فارسی هستند.
bacchant
adjective
noun
دستور زبان
A priest of Bacchus. [..]
-
مهمان مست و بی بندوبار
-
هرزه و سرمست
-
وابسته به نیایش باکوس
-
کاهن یا پرستنده باکوس (خدای عشرت و میگساری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bacchant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bacchant" با ترجمه به فارسی
-
زن هرزه و سرمست · عشرت طلب و باده گسار · کاهنه یا پرستنده ی (مونث) باکوس (خدای عشرت و میگساری)
-
وابسته به باده گساری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن