ترجمه "backstop" به فارسی
پشتی, پشتیبان, گیرنده بهترین ترجمه های "backstop" به فارسی هستند.
backstop
verb
noun
دستور زبان
A device that prevents railroad cars from rolling off a railroad track. [..]
-
پشتی
noun -
پشتیبان
Backstop's also in position.
پشتیبان هم در محل حاضره
-
گیرنده
noun
-
ترجمه های کمتر
- حامی
- کمک
- (ورزش - به ویژه بیس بال) دیوار بلند یا نرده ی پشت زمین (برای جلوگیری از فراروی توپ)
- تقویت کردن
- عقب دار
- پشتی کردن
- پشتیبانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " backstop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن