ترجمه "bacon" به فارسی
بیکن, فریش, بیکن (که معمولا با تخم مرغ به عنوان صبحانه می خورند) بهترین ترجمه های "bacon" به فارسی هستند.
bacon
noun
دستور زبان
Cured meat from the sides, belly, or back of a pig, particularly, or sometimes other animals. [..]
-
بیکن
cut of meat [..]
Rueben on rye, with bacon instead of Russian dressing.
ساندویچ گوشت با پنیر سوئیسی همراه بیکن بجای سس سالاد روسی.
-
فریش
cut of meat
-
بیکن (که معمولا با تخم مرغ به عنوان صبحانه می خورند)
-
ترجمه های کمتر
- فرانسیس بیکن (دولتمرد و نویسنده و فیلسوف انگلیسی)
- گوشت باریکه شده و نمک زده ی پهلو و پشت خوک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bacon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bacon
proper
noun
A surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bacon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bacon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bacon"
عباراتی شبیه به "bacon" با ترجمه به فارسی
-
بیکن کانادایی (گوشت ران خوک نمک زده و لایه لایه شده)
-
راجر بیکن
-
ساندویچ بیکن
-
فرانسیس بیکن
-
ساندویچ بیکن، تخممرغ و پنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن