ترجمه "bad-tempered" به فارسی

بد خلق, تندخوی, زود خشم بهترین ترجمه های "bad-tempered" به فارسی هستند.

bad-tempered adjective دستور زبان

Of or pertaining to bad temper; showing anger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بد خلق

  • تندخوی

    His lovable bad tempered little brother, penniless somewhere in the West.

    برادر کوچک، دوست داشتنی و تندخوی او اکنون بدون پول، جایی در غرب سرگردان بود.

  • زود خشم

  • ممزوج

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bad-tempered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bad-tempered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه