ترجمه "bagged" به فارسی
(خودمانی) مست ترجمه "bagged" به فارسی است.
bagged
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of bag. [..]
-
(خودمانی) مست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bagged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bagged" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) پیرزن بی خانمان
-
پاکتی که در رستوران به مشتری می دهند تا خوراک اضافی خود را در آن ریخته به منزل ببرد
-
آش شله قلمکار · جورواجور · عطر گل · هرچیز قاتی پاتی
-
به اندازه ی یک کیسه یا پاکت پر · مقدار زیاد · یک کیسه
-
جوال · کیسه ی ملوانان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن