ترجمه "baldheaded" به فارسی
داغسر, طاس, کل بهترین ترجمه های "baldheaded" به فارسی هستند.
baldheaded
adjective
دستور زبان
Alternative spelling of bald-headed. [..]
-
داغسر
-
طاس
adjective nounDern your skin, ain't the company good enough for you? says the baldhead, pretty pert and uppish.
مرد طاس که این حرف به گوشهی قبایش برخورده بود با نخوت پرسید: فلونفلون شده هم نشینی ما برات کسر شأنه؟
-
کل
adjective noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baldheaded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baldheaded" با ترجمه به فارسی
-
(پرنده) دارای پر سفید بر سروگردن · آدم کچل · سرتاس · سپیدسر · کل · گر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن