ترجمه "balmy" به فارسی
نابخرد, شفابخش, آرامبخش بهترین ترجمه های "balmy" به فارسی هستند.
balmy
adjective
دستور زبان
Producing balm. [..]
-
نابخرد
-
شفابخش
adjective -
آرامبخش
-
ترجمه های کمتر
- خوشایند
- احمق
- خر
- (آب و هوا) مطبوع
- (انگلیس - خودمانی) خل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " balmy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "balmy" با ترجمه به فارسی
-
خوشبو کردن · مرهم گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن