ترجمه "bamboozlement" به فارسی

ریشخند, فریب بهترین ترجمه های "bamboozlement" به فارسی هستند.

bamboozlement noun دستور زبان

The act or process of bamboozling or being bamboozled [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریشخند

  • فریب

    verb noun

    I remember everyone who's ever bamboozled me into giving them a top-of-the-line laptop.

    هرکسی که منو فریب بده تا بهش... بهترین لب تاپ رو بدم ، یادم میمونه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bamboozlement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bamboozlement" با ترجمه به فارسی

  • اغفال کردن · برف باریدن · سردرگم کردن · فریب دادن · مغبون کردن · کلاه برداری کردن · گول زدن · گیج کردن
  • اغفال کردن · برف باریدن · سردرگم کردن · فریب دادن · مغبون کردن · کلاه برداری کردن · گول زدن · گیج کردن
اضافه کردن

ترجمه های "bamboozlement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه