ترجمه "bananas" به فارسی

موزها, (خودمانی) خل, غیرعادی بهترین ترجمه های "bananas" به فارسی هستند.

bananas adjective noun دستور زبان

Plural form of banana. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موزها

    He was alone with the sideboard and the bananas.

    با پاتختی و موزها تنها بود.

  • (خودمانی) خل

  • غیرعادی

  • ترجمه های کمتر

    • هیجان زده و دستپاچه
    • پراشتیاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bananas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bananas
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موزها

    موزها (فیلم)

    He was alone with the sideboard and the bananas.

    با پاتختی و موزها تنها بود.

BANANAs noun

plural of [i]BANANA[/i]

+ اضافه کردن

"BANANAs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BANANAs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bananas" با ترجمه به فارسی

  • موز
  • (دوچرخه) زین باریک که عقب آن به بالا انحنا دارد · زین موزی
  • (جانورشناسی) تارتنک (عنکبوت) بزرگ نواحی حاره (Heteropoda venatoria)
  • (گیاه شناسی) درخت موز (جنس Musa و خانواده ی banana که برگ های پهن و دراز و میوه ی خوراکی دارد) · bnan · mwz · بنان · موز · وابسته به گیاهان یک لپه ای مناطق حاره از جنس Musaceae و رده ی Zingiberales
  • (معمولا در مورد کشورهای امریکای لاتین) کشوری که از نظر سیاسی متزلزل است و اقتصاد آن متکی به یک محصول است · جمهوری موزفروش · جمهوری موزی
  • موسا (موزها)
  • (آدم) فرعی · (خودمانی) · (نمایش های فکاهی) بازیکن دوم (در برابر: بازیکن اول top banana) · ثانوی · دون پایه · کم اهمیت
  • (قدیمی) حرف ریاآمیز · روغن موز (استات آمیل CH3CO2C5H11 که مایعی بی رنگ است) · سخن حاکی از دورویی
اضافه کردن

ترجمه های "bananas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه