ترجمه "banging" به فارسی

با صدا منفجر شدن, ترکیدن بهترین ترجمه های "banging" به فارسی هستند.

banging noun adjective verb دستور زبان

Present participle of bang. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با صدا منفجر شدن

  • ترکیدن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "banging" با ترجمه به فارسی

  • چتری · کاکل
  • (با خشونت یا بی دقتی) به کار بردن یا عمل کردن · (با سر و صدا) ضربه زدن · (با سرعت و تلق تلق کنان) حرکت کردن · (با صدای بنگ) بستن · (صدای انفجار) ترق · (صدای خوردن دو چیز جامد به هم) ترق تروق · (عامیانه) اشتیاق · اثر یا نیروی ناگهانی · بنگ · دنگ · رجوع شود به bhang · رفتن · زدن · شدید و ناگهان · شور · شور و شوق · لذت · هیجان · چتری بریدن (گیسو) · کاکل · کوبیدن · کیف · گیس چتر ی · یهو · یکهو
  • (خودمانی) معرکه · (قدیمی) خمپاره یا گلوله ی توپ سریع الانفجار · ترقه ی پر صدا · زبل · مفید (رجوع شود به whiz)
  • استقرار یکباره · مهبانگ
  • (عامیانه) · با صدای بلند · بی محابا · بی پروا · ناگهان و سریع · پر شور و شر
  • (دام پزشکی) بیماری بنگ (نوعی بروسلز احشام که توسط باکتری Brucella abortus ایجاد می شود)
  • تب مالت · تب مواج
  • (کیهان شناسی - این نظریه : جهان در اثر انفجار بزرگی که بین دوازده تا بیست میلیارد سال پیش رخ داد به وجود آمد) نظریه ی انفجاربزرگ (با steady-state theory مقایسه شود)
اضافه کردن

ترجمه های "banging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه