ترجمه "banquet" به فارسی

بزم, ضیافت, مهمانی بهترین ترجمه های "banquet" به فارسی هستند.

banquet verb noun دستور زبان

A large celebratory meal; a feast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزم

    noun

    a large celebratory meal; a feast

    But the banquet's all prepared

    ♪ ولی بزم ما آماد ه ست ♪

  • ضیافت

    noun

    The Emperors were to be present at that banquet.

    و مقرر شد که هر دو امپراطور در این ضیافت حضور به هم رسانند.

  • مهمانی

    noun

    then he walked about alone in the meadow while he waited for the time of the banquet.

    سپس رود لف تنها به گردش در چمنزار پرداخت و منتظر ساعت مهمانی ماند.

  • ترجمه های کمتر

    • سور
    • (به افتخار کسی) مهمانی دادن
    • خوراک جور واجور و خوب
    • خوراک شاهوار خوردن
    • در ضیافت شام خوردن
    • مهمان کردن
    • مهمانی رسمی (به افتخار کسی معمولا همراه با نطق و نوشیدن به سلامتی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banquet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "banquet"

عباراتی شبیه به "banquet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "banquet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه