ترجمه "barge" به فارسی

دوبه, کرجی, کلک بهترین ترجمه های "barge" به فارسی هستند.

barge verb noun دستور زبان

A large flat-bottomed towed or self-propelled boat used mainly for river and canal transport of heavy goods or bulk cargo [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوبه

    noun

    flat-bottomed bulk carrier mainly for inland waters [..]

  • کرجی

    noun

    During the reign of Peter the First a state barge had been travelling down the Don to Azov with a cargo of biscuit and gunpowder.

    یک روز، در تدوران سلطنت پطرکبیر، یک کرجی دولتی با محمولهٔ بیسکویت و باروت از راه رودخانهٔ دن بس وی دریای آزوف رهسپار بود.

  • کلک

    But the pollution in your lake, it's dissolving our barge.

    ولي ما موعظه نميکنيم ولي آلودگي تو درياچه شما داره کلک ما رو ذوب ميکنه.

  • ترجمه های کمتر

    • هی
    • طراد
    • گیرانه
    • کبریت
    • (با طراد) حمل کردن
    • (خودمانی) قایق قراضه
    • (نیروی دریایی امریکا) ناوچه ی ویژه ی افسر ارشد (از سروان بالاتر)
    • (وارد یا خارج محلی شدن) با بی ادبی
    • آهسته و به طور بی قواره حرکت کردن
    • تنه زدن به
    • خوردن به (با into)
    • سرزده و گستاخ وار آمدن یا رفتن
    • قایق باری
    • قایق ته پهن
    • هل دادن
    • کشتی بزرگ تفریحی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "barge"

عباراتی شبیه به "barge" با ترجمه به فارسی

  • (معماری - خانه های چوبی) سایبان که چند سانتیمتر از بام شیروانی (به شکل : 8) بیرون زده است
  • (معماری - خانه های چوبی) هر یک از دو تیری که به شکل هشت (8) در لبه ی خارجی سایبان بام های شیروانی قرار می گیرند
  • کباب برگ
اضافه کردن

ترجمه های "barge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه