ترجمه "barking" به فارسی
پارس, پوستکنی, پوستزدايي درخت بهترین ترجمه های "barking" به فارسی هستند.
barking
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bark. [..]
-
پارس
nounDogs that bark don't bite.
سگی که پارس میکند، گاز نمیگیرد.
-
پوستکنی
-
پوستزدايي درخت
-
ترجمه های کمتر
- پوستكني شيميايي درخت
- پوستکنی (درخت)
- پوستگیری از درخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Barking
proper
A town in London. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Barking" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Barking در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "barking" با ترجمه به فارسی
-
عصارههاي پوست درخت
-
سوسكهاي چوبخوار (پلاتيپوديده)
-
(درخت را) پوست کندن · (سگ) عوعو · (شعر قدیمی) قایق (به ویژه زورق بادبان دار) · (عامیانه - در اثر افتادن و غیره) پوست خود را خراشیدن · (مثل سگ) به کسی پریدن · (گیاه شناسی) پوست · بارک · باقیماندههای الوارکنی · بشره · ترق تروق · توزه · توژ · داد · داد سر کسی زدن · دارپوست · دنگ دنگ کردن · سنبک · صدای بلند (شبیه عوعو) کردن · صدای واق واق مانند · ضایعات الوارکنی · عوعو کردن · فریاد · فریاد (تندوکوتاه) کشیدن · لایش · لاییدن · نوف · هارت و پورت کردن · واق واق · واق واق کردن · پارس · پارس کردن · پسماندههای الوارکنی · پوست · پوست درخت · پوست درخت را جوشاندن (به ویژه در رنگرزی وچرمسازی) · پوست درخت که در چرمسازی و رنگرزی کاربرد دارد cinchona -3 · پوسته · چوب پسمانده · کرجی · کشتی بادبان دار بزرگ (که دو دکل بزرگ و یک دکل کوچک دارد)
-
دارچين چيني · سيناموموم كاسيا · سیناموموم آروماتیکوم
-
پوستزدايي درخت · پوستكني شيميايي درخت · پوستکنی · پوستگیری از درخت
-
(جانورشناسی) سوسگک پوستخوار (انواع شپش های تیره ی Curculionidae - آفت درخت کاج و غیره)
-
(حشره شناسی) سوسک نارون خوار (Scolytus multistraiatus - حامل بیماری نارون یا Dutch elm disease)
-
(گیاه شناسی) سسی (درخت بومی آفریقا: Erythrophleum guineense) · پوست این درخت (که سمی است و کاربرد دارویی دارد)(sassy هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن