ترجمه "barn" به فارسی
انبار کاه, کاه انبار, طویله بهترین ترجمه های "barn" به فارسی هستند.
barn
verb
noun
دستور زبان
(nuclear physics) A unit of surface area equal to 10 -28 square metres. [..]
-
انبار کاه
building [..]
I broke it when I fell out of the barn, Gina said.
جین گفت: وقتی از انبار کاه افتادم، شکست.
-
کاه انبار
building
which were either sheds or barns, then ended at a blind alley.
که غالبا کاه انبار یا انبار خواربار بودند امتداد داشت، سپس به یک دیوار منتهی میشد.
-
طویله
nounHe was then placed in a barn and filled with hay.
سپس در طویله گذاشته شد و پر از یونجه شد.
-
ترجمه های کمتر
- کاهدانی
- گمرا
- (فیزیک اتمی - واحد سنجش احتمال به وجود آمدن واکنش اتمی) بارن
- (مزرعه) انبار
- انبار غله
- گاراژ بزرگ (کامیون و تراکتور و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "barn"
عباراتی شبیه به "barn" با ترجمه به فارسی
-
اصطبل · طویله
-
طویلهها
-
پاككنندههاي طويله
-
(امریکا) مهمانی رقص (که در نواحی روستایی در انبار بزرگ مزرعه انجام می شود)
-
(جانور شناسی) پرستوی روستا (Hirundo rustica) · بلوایه · پالوایه · چلچله
-
جغد انبار
-
چلچله
-
(جانورشناسی) جغد سینه خال (از تیره ی Tytonidae به ویژه گونه ی Tyto alba) · جغد انبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن