ترجمه "barter" به فارسی
مبادله کردن, مبادله, مبادله پایاپاى بهترین ترجمه های "barter" به فارسی هستند.
barter
verb
noun
دستور زبان
an equal exchange [..]
-
مبادله کردن
exchange goods or services without involving money
-
مبادله
an equal exchange
Unfortunately, the amulet's not ours to barter with.
متاسفانه ، امولت مال ما نيست که باهاش مبادله هم بکنيم
-
مبادله پایاپاى
-
ترجمه های کمتر
- معاوضه
- پایاپای
- تهاتر
- سودا
- دادوستد پایاپای
- دادوستد کردن
- مبادله ی خدمات
- مبادله ی کالا (بدون مبادله پول)
- پایاپای معامله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Barter
-
معاوضه
Barter for it, you know.
منظورم اینه که معاوضه كنیم.
-
تهاتر- مبادله
عباراتی شبیه به "barter" با ترجمه به فارسی
-
اقتصاد پایاپای، اقتصاد بدون پول
-
قرارداد پایاپای
-
معامله گر پایاپای
-
قرارداد پایا پای
-
سیستم پایاپای، نظام تهاتری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن