ترجمه "baseball" به فارسی
بیسبال, (ورزش) بازی بیس بال, بازی بیس بال بهترین ترجمه های "baseball" به فارسی هستند.
A sport common in North America, the Caribbean, and Japan, in which the object is to strike a ball so that one of a nine-person team can run counter-clockwise among four bases, resulting in the scoring of a run. The team with the most runs after termination of play, usually nine innings, wins. [..]
-
بیسبال
sport in which teams compete to score runs by hitting a thrown ball and advancing around bases
Are you interested in baseball, Tom?
تام؛ تو به بیسبال علاقه داری؟
-
(ورزش) بازی بیس بال
-
بازی بیس بال
nounwhile listening to baseball games —
هم زمان با گوش دادن به بازی بیس بال رو به من یاد داد—
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baseball " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Baseball" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Baseball در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "baseball"
عباراتی شبیه به "baseball" با ترجمه به فارسی
-
الوار · تخته
-
دستکش
-
بازی بیس بال
-
زمین زیر کشت
-
مربی تیم بیسبال
-
دستکش
-
(امریکا) نوعی ((سافت بال)) (softball) که در جاهای سرپوشیده بازی می کنند
-
بازیکن بیسبال