ترجمه "basically" به فارسی
اساساً, اصولاً, بطور اساسی بهترین ترجمه های "basically" به فارسی هستند.
basically
adverb
دستور زبان
in a fundamental, essential or basic manner [..]
-
اساساً
adverb -
اصولاً
adverb -
بطور اساسی
A superorganism can basically take what it wants.
یک موجود زنده پیچیده بطور اساسی میتونه چیزی رو که لازم داره بدست بیاره.
-
ترجمه های کمتر
- به طور کلی
- در اصل
- کلاً
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "basically" با ترجمه به فارسی
-
عنوان اصلی
-
زمان پایه
-
(آهن گدازی) تفاله ی ساده (تفاله ای که در فرایند پولاد سازی به جا می ماند و در سیمان سازی و به عنوان کود کاربرد دارد) · سرباره قليايى
-
مزد پایه
-
حقوق پایه
-
مفاهیم اساسی
-
سفیداب سرب
-
خدمات اوليه · نیازهای اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن