ترجمه "basis" به فارسی

اساس, پایه, بنیاد بهترین ترجمه های "basis" به فارسی هستند.

basis noun دستور زبان

A starting point, base or foundation for an argument or hypothesis. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اساس

    noun

    Foreign policy cannot be conducted on the basis of hunches and innuendo.

    پليس خارجي هيچ عملي رو بر اساس ظن و گمان انجام نميده.

  • پایه

    noun

    subset of a vector space, such that every vector is uniquely expressible as a linear combination over this set of vectors

    Vocabulary is the basis of language.

    لغت پایه زبان است.

  • بنیاد

    noun

    It had long been realized that the only secure basis for oligarchy is collectivism.

    از مدتها پیش مشخص شده بود که تنها بنیاد مطمئن برای حکومت اولیگارشی، جمعگرایی است.

  • ترجمه های کمتر

    • اصل
    • مبنا
    • طور
    • شالوده
    • پایگاه
    • مقیاس
    • طرز
    • payh
    • بنلاد
    • فرایند
    • مایه
    • بن پار
    • زیر بنا
    • زیر ساخت
    • نظریه ی اساسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " basis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "basis" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "basis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه