ترجمه "bass" به فارسی

باس, گیتار بیس, ماهی خاردار بهترین ترجمه های "bass" به فارسی هستند.

bass adjective verb noun دستور زبان

Of sound, a voice or an instrument, low in pitch or frequency. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باس

    section of musical group [..]

    Her voice was joined by Rhett's excellent bass

    صدای او با صدای باس رت چفت شد.

  • گیتار بیس

    musical instrument [..]

  • ماهی خاردار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بم
    • خارماهی
    • (آواز) بم ترین صدای مردانه (از وسط C به پایین)
    • (بخش صدا) بم ترین بخش باند بسامد صوتی
    • (جانور شناسی) ماهی بس (انواع ماهی های خاردار آب های شور و شیرین)
    • آلت موسیقی بم
    • آهنگی که برای صدا یا آلت بم نگاشته شده باشد
    • آوازخوان بم
    • رجوع شود به basswood -2 bast -1
    • وابسته به بم
    • پایین ترین بخش هارمونی چهاربخشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bass " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bass proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Bass" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bass در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bass"

عباراتی شبیه به "bass" با ترجمه به فارسی

  • سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی
  • (موسیقی) آهنگ کوتاه بم که به طور پی در پی به همراه ملودی و هارمونی های زیرتر نواخته می شود · زمینه ی بم
  • (موسیقی) · روش تعیین سیم ساز از راه نمره گذاری زیر نت های موسیقی · نظریه ی هارمونی
  • (جانور شناسی) ماهی بس (تیره ی Serranidae از ماهیان استخوانی کرانه های شرقی امریکای شمالی به ویژه ماهی خوراکی به نام Centropristes striata) · سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · ماهی باس دریایی · ماهی خاردار
  • کنترباس
  • (جانور شناسی) باس دهان گشاد (Micropterus salmoides) · باس دهان گشاد
  • (جانورشناسی) بس سیاه (انواع ماهی های جنس Micropterus - ماهی آب شیرین امریکای شمالی)
  • کلارینت باس
اضافه کردن

ترجمه های "bass" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه