ترجمه "basset" به فارسی
رخنمون, (زمین شناسی), برجسته بودن بهترین ترجمه های "basset" به فارسی هستند.
basset
verb
noun
دستور زبان
a card game [..]
-
رخنمون
-
(زمین شناسی)
-
برجسته بودن
-
ترجمه های کمتر
- برونزد out crop -2
- بیرون زدن
- سگ باست (basset hound هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " basset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "basset"
عباراتی شبیه به "basset" با ترجمه به فارسی
-
(موسیقی) بوق باست · کرباست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن