ترجمه "bastard" به فارسی

مول, حرامزاده, پست بهترین ترجمه های "bastard" به فارسی هستند.

bastard adjective interjection verb noun دستور زبان

A person who was born out of wedlock, and hence often considered an illegitimate descendant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مول

    person born to unmarried parents

  • حرامزاده

    noun
  • پست

    noun adjective
  • ترجمه های کمتر

    • جازده
    • دورگه
    • برقواره
    • روسپیزاده
    • سندره
    • لکنته
    • ناپاکزاده
    • وازده
    • نامرغوب
    • تقلبی
    • کاذب
    • ناجور
    • نادرست
    • بدل
    • (خودمانی - ناپسند - حاکی از تنفر یا خشم و حتی علاقه) ای حرامزاده !
    • (فحش) مادر قحبه
    • از جنس بد
    • بد جنس
    • زرنگ و زیرک
    • شیطان !
    • فرزند نامشروع
    • مادر جنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bastard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bastard"

عباراتی شبیه به "bastard" با ترجمه به فارسی

  • سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا
  • رجوع شود به alula
  • حرامزاده کردن یا خواندن یا اعلام کردن · نامرغوب و غش دار کردن · وازده کردن · پست کردن
  • بدل سازی · حرامزاده کردن · حرامزادگی · پستی
  • کافیشه
اضافه کردن

ترجمه های "bastard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه