ترجمه "bathhouse" به فارسی
گرمابه, حمام, (در محل شنا) رخت کن بهترین ترجمه های "bathhouse" به فارسی هستند.
bathhouse
noun
دستور زبان
A building with baths for communal use. [..]
-
گرمابه
nouna building with baths for communal use
I've ordered all customers to leave the bathhouse.
دستور دادم همه ي مردم گرمابه رو ترک کنن
-
حمام
nounJamie left the bathhouse and pushed his way down the crowded street to a saloon called the Sundowner.
جیمی حمام عمومی را ترک کرد و در خیابان شلوغ راهش را به سمت پایین گشود تا به رستورانی رسید که سان دآئر نام داشت.
-
(در محل شنا) رخت کن
-
ترجمه های کمتر
- حمام عمومی
- گرمابه سرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bathhouse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن